تصاویر زیباسازی نایت اسکین
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
I LOVE YOU zohreگفتم غمت مرا کشت گفتا چه زهره دارد غم این قدر نداند کآخر تو یار مایی
 
I LOVE YOU zohreگفتم غمت مرا کشت گفتا چه زهره دارد غم این قدر نداند کآخر تو یار مایی
دوستت دارم فقط من و تو (Z & R) ...لحظه های بی تو بودن هرکجادور از تو باشم نازنین غربت نشینم
                                                        
درباره وب

می خواهم یادم بماند که یادم نرود دوستش دارم و یادش باشد که عزیزترین من است
مدیروب : زهره
موضوعات
آمار وب
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

مرا به رجعت خورشید باور است هنوز

دل بسته‌ایم به صبح سپید، به سپیدی بلندترین تیله خورشید

دل بسته‌ایم به زندگی، با ما باشید.

-

یادتونه بچه بودیم می‌گفتین

ایشاا.. خوشبخت بشین

حالا دعاتون مستجاب شد

-

خانه ای ساخته ایم

سایه بانش همه عشق

زیر پا فرش غرور

و حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف و دیدار تو را می طلبیم

-

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

-

آغاز زندگی نوین خویش را جشن می‌گیرند

حضور شما در این جمع نشانه پاکترین محبتهاست

-

لانه‌ای ساخته‌اند با گل یاس سفید

در فراسوی بهار، ما ترا می‌خوانیم تا به لطف قدمت

این دل کوچک ما گل به دامن بشود

در انتظاریم

با گل حضور خود

محفل آرای سرور ما باشید

-

ساقی به نور باده برافروز جام ما

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

-

در انتظاریم

با گل وجود خود

محفل آرای سرور ما باشید

-

می سراییم با هم شعر شکفتن را در باغی از آرزو

با نوایی از پیوند

با آمدنتان هم صدایمان باشید

-

من و او هم سفری یک دل و یک دانه شدیم

هم ره دلشدگان راهی میخانه شدیم

قدمی رنجه کنید و در ما بگشایید

طرب اینجاست بیایید که پیمانه شدیم

-

دلمان می خواهد با نسیم سحری

شاخه ای از گل یاس

بوته ای از گل مریم

بغلی از گل از گل سرخ

همه را دسته کنیم

برگیریم و بسازیم سبدی از پر طاووس سپید

تا دهیم مژده بر آنان که در این بزم به ما پیوندند

-

برانیم تا دلهایمان را به مهر پیوند زده

بهار را به استقبال برویم.

حضورت ای دوست

قدمهایمان را استوار و دلهایمان را گرم می‌کند

-

قلب من و تو را

پیوند جاودانه ی مهری ست در نهان

پیوند جاودانه ی ما ناگسسته باد

تا آخرین دم از نفس واپسین ما

این عهد بسته باد

خدایا به هر آنکه دوست میداری بیاموز که:

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هرآنکه دوست‌تر میداری بچشان که:

دوست داشتن از عشق هم برتر است.

-

روز وصل دوستداران یاد باد

مقدمتان به دیده منت

-

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

بار سفر بسته‌ایم به قصد دریای همدلی

در پگاه آغازین این سفر همراهمان باشید

-

زندگی رسم خوشایندی است

ما گره خواهیم زد

دلها را با عشق                  زندگی را با مهر

ما به یک آینه         یک بستگی پاک قناعت داریم

مقدمتان را گرامی میداریم

-

خانه‌ای ساخته‌ایم              سایبانش همه عشق

زیر پا فرش غرور               در حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف دیدار تو را می‌طلبیم

-

حافظ شب هجران شد

بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد

ای عاشق شیدایی


با سنت عشق گرد هم می‌آییم

آنجا که دوست داشتن تنها کلام زندگی است.


می‌خواهیم مهربانی را بیاموزیم

موسم نیلوفران ما شما را می‌خواند.


معنای عشق چیست بجز      عشق

بهم رسیدن یعنی                آغاز

با هم ماندن یعنی               زندگی

زندگی با عشق یعنی           کامیابی


همتمان بدرقه راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و ما نوسفریم


دست در دست هم نهاده‌ایم و سفره دوستی را در

دشت آرزوها گسترانده‌ایم تا هر خاطره‌ای را به

زیبایی در دلها بیاوریم

که زندگی تنها یادگاری از محبت است

شوق فشردن دستان شما برایمان انتظاری است شیرین


آغاز می‌کنیم زیستن را

پیوستن

و یکی شدن را

لطف حضور شما در جشن این آغازمایه شادی ما خواهد بود


زیر بام سعادت پیمان مهر می‌بندیم

ما را در این میثاق همراه باشید


قلب من و تو را

پیوند جاودانه مهری است در نهان

پیوند جاودانه ما ناگسسته باد

تا آخرین دم از نفس واپسین ما این مهر بسته باد


در پیشگاه حجت محض زمان مهدی(عج)

منجی جهان

منت‌دار حضور شمائیم.

-

ای کاش عشق را زبان سخن بود

آنها زندگی مشترک خود را جشن می‌گیرند

با تشریف فرمائی خود سرافرازشان فرمائید

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

مرا به رجعت خورشید باور است هنوز

دل بسته‌ایم به صبح سپید، به سپیدی بلندترین تیله خورشید

دل بسته‌ایم به زندگی، با ما باشید.


در میان همه گلهای نجیب            گل مریم چیدم

و در این محفل عشق                   با دوصد شاخه یاس

مقدم پاک شما یاران را               همه گل می‌کاریم


محفلی ساخته‌ایم روشن از پرتو مهر        سایبانش گل سرخ

بی‌ریا همچو سپهر

ما در این محفل انس، در عبادتکده نورانی خود

شوق روحانی دیدار تو در دل داریم


ما در این محفل انس، در عبادتکده نورانی خود

از دورترین فاصله‌ها به هم رسیدیم

و تا اوج بودن با همیم

با حضورتان شادیمان را دو چندان کنید.


شاخ و دم که ندارد!

آدمیزاد احتمال دارد هر اشتباهی را مرتکب شود،

حالا مال ما یک کمی بد فرم تر بوده،

ازدواج کرده ایم!

شما هم خبطی مرتکب شوید،

بیایید دور هم، همدیگر را دست می اندازیم،

می خندیم،

حال می دهد به جان شما


معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند

وان یکاد بخوانید و در فراز کنید.

 .
آخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست
با حضور گرم خود، در آن صفا جاری کنید

ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است
لطفاً از آوردن اطفال، خودداری کنید

بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ
معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید

تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه
با غذا و میوه ی آن جشن، افطاری کنید

البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها
پیش فامیل مقابل آبروداری کنید

میوه، شیرینی، شب پاتختی مان هم لازم است
پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید

گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی
دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید

موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان
پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید

هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر
هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید

در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب
کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید

گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه
چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید

ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک
دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید

لامبادا، تانگو و بابا کرم یا هرچه هست
از هنرهاتان تماماً پرده برداری کنید

البته هر چیز دارد مرزی و اندازه ای
پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید

حرکت موزون اگر درکرد از خود، دیگری
با شاباش و دست و سوت از او طرفداری کنید

کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟
با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید

در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور
بی ادا و منت و هر گونه اطواری کنید





نوع مطلب :
برچسب ها :




عشق بهانه آغاز بود آغاز قشنگترین صبحدمان زندگی
عشق بهانه سبز با هم زیستن بود
و اینک وصال…
بارش خوشبختی است بر آشیان عاشق ترین دستها
رونق بهاری ترین ثانیه های زندگی ما باشید


از دورترین فاصله ها به هم رسیدیم و تا اوج بودن با همیم
بهای عشق چیست به جز عشق
به هم رسیدن   یعنی آغاز
باهم ماندن   یعنی زندگی
زندگی با عشق    یعنی کامیابی

پایان هر رفتن رسیدن است

و ما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که آغاز یک رفتن است

در این آغاز همسفر ما باشید


یادتونه بچه بودیم می گفتین
ایشاا…عروسیتون
حالا وقتشه تشریف بیارید!


دلمان می خواهد با نسیم سحری

شاخه ای از گل یاس

بوته ای از گل مریم

بغلی از گل از گل سرخ

همه را دسته کنیم

برگیریم و بسازیم سبدی از پر طاووس سپید

تا دهیم مژده بر آنان که در این بزم به ما پیوندند


من و او هم سفری یک دل و یک دانه شدیم

هم ره دلشدگان راهی میخانه شدیم

قدمی رنجه کنید و در ما بگشایید

طرب اینجاست بیایید که پیمانه شدیم


لانه‌ای ساخته‌اند با گل یاس سفید

در فراسوی بهار، ما ترا می‌خوانیم تا به لطف قدمت

این دل کوچک ما گل به دامن بشود

در انتظاریم

با گل حضور خود

محفل آرای سرور ما باشید


آغاز زندگی نوین خویش را جشن می‌گیرند

حضور شما در این جمع نشانه پاکترین محبتهاست


برانیم تا دلهایمان را به مهر پیوند زده

بهار را به استقبال برویم.

حضورت ای دوست

قدمهایمان را استوار و دلهایمان را گرم می‌کند

-

خدایا به هر آنکه دوست میداری بیاموز که:

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هرآنکه دوست‌تر میداری بچشان که:

دوست داشتن از عشق هم برتر است.

-

بار سفر بسته‌ایم به قصد دریای همدلی

در پگاه آغازین این سفر همراهمان باشید

-

خانه‌ای ساخته‌ایم سایبانش همه عشق

زیر پا فرش غرور در حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف دیدار تو را می‌طلبیم

-

می‌خواهیم مهربانی را بیاموزیم

موسم نیلوفران ما شما را می‌خواند

-

پایان هر رفتن رسیدن است

و ما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که آغاز یک رفتن است

در این آغاز همسفر ما باشید

-

همتمان بدرقه راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و ما نوسفریم

-

دست در دست هم نهاده‌ایم و سفره دوستی را در

دشت آرزوها گسترانده‌ایم تا هر خاطره‌ای را به

زیبایی در دلها بیاوریم

که زندگی تنها یادگاری از محبت است

شوق فشردن دستان شما برایمان انتظاری است شیرین

-

آغاز می‌کنیم زیستن را

پیوستن

و یکی شدن را

لطف حضور شما در جشن این آغازمایه شادی ما خواهد بود

-






نوع مطلب :
برچسب ها :




خدا هدیه ای به ادم داد
و مهر حوا را به دل او انداخت
باید آسمان را آذین می بست
ستاره ها را برق می انداخت
خدا لبخند زد
تنهایی فقط زیبنده خودش بود!
در جشن پیوند آسمانیمان، همه فرشته ها دعوت دارند!

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 4 بهمن 1390 :: نویسنده : زهره




نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 4 بهمن 1390 :: نویسنده : زهره


 

خدایا...!

 

یاریم کن اگرروزی جایی چیزی

 

راشکستم

 

 دل نباشد...!





نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 4 بهمن 1390 :: نویسنده : زهره

خیلی جالبه :


از سوسک می ترسیم،از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم.


از عنکبوت میترسیم،ازاینکه تمام زندگیمون تارعنکبوت ببنده نمی ترسیم.


از خوب سرخ نشدن قورمه سبزی میترسیم،ازسرخ شدن ادما از خجالت نمیترسیم.


 از سرما خوردگی میترسیم،از سرخورده کردن دوستامون نمیترسیم.


از شکستن لیوان میترسیم،از شکستن دل ادما نمیترسیم.


از اینکه بهمون خیانت کنند میترسیم،از خیانت به دیگران نمیترسیم
.





نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 4 بهمن 1390 :: نویسنده : زهره

شاگردی از استادش پرسید: عشق چست ؟

استاد در جواب گفت:

به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد

داشته باش كه نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی...

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید: چه آوردی ؟

با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به

امید پیداكردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد گفت: عشق یعنی همین...!

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست ؟

استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش

كه باز هم نمی توانی به عقب برگردی...

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهی با درختی برگشت .

استاد پرسید كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین

درخت بلندی را كه دیدم، انتخاب كردم. ترسیدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم .

استاد باز گفت: ازدواج هم یعنی همین...!

و این است فرق عشق و ازدواج...!





نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 4 بهمن 1390 :: نویسنده : زهره

آموخته ام که …

با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه،

رختخواب خرید ولی خواب نه،

ساعت خرید ولی زمان نه،

می توان مقام خرید ولی احترام نه،

می توان کتاب خرید ولی دانش نه،

 دارو خرید ولی سلامتی نه،

 خانه خرید ولی زندگی نه،

و بالاخره می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

آموخته ام که ...

خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم.

آموخته ام که..

زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند.

آموخته ام که...

فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.

آموخته ام  که...

تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی.

آموخته ام  که ...

همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم.

آموخته ام  که...

وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد.

آموخته ام  که...

لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.


آموخته ام  که ...

تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند.

آموخته ام  که ...

هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.

آموخته ام  که...

این عشق است که زخمها را شفا می دهد، نه زمان.

آموخته ام که ...

مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است.


آموخته ام  که...

هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت.


آموخته ام  که...

چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد.


آموخته ام که...

زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.





نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 4 بهمن 1390 :: نویسنده : زهره

خدایا!

تقدیر مرا خیر بنویس آن گونه که ...

آن چه را تو دیر خواهی من زود نخواهم...

و آن چه را تو زود خواهی من دیر نخواهم...

روزی از روزها،شبی از شبها،خواهم افتاد مرد...

اما می خواهم هر چه بیشتر بروم تاهر چه دورتر بیفتم...

تاهر چه دورتر بیفتم هر چه دورتر و دورتر بمیرم...

نمی خواهم حتی یک گام با یک لحظه پیش از آن که

 می توانسته ام بروم و بمانم افتاده باشم وجان داده باشم...

رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم

تا دوست را به یاری نخوانیم...

برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند

 طعم توفیق را می چشاند...

وچه تلخ است لذت را در تنها بودن و

 چه زشت است زیبایی هارا تنهادیدن ...

و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنهاخوشبخت بودن...

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است...

در بهار هر تبسمی که خودرا بر چهره ات می زند

یاد تنهایی را در سر زنده می کند...

تنها خوشبخت بودن،خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است...

تنها بودن ،بودنی به نیمه است و من برای نخستین بار

رنج تنهایی را احساس کردم...

ضعیف بودن و انسان بودن با هم سازگار نیست....!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 4 بهمن 1390 :: نویسنده : زهره

سازنده ترین کلمه ((گذشت)) است...آن را تمرین کن.!

              پرمعنی ترین کلمه ((ما)) است... آن را به کار بر!

                         عمیق ترین کلمه ((عشق)) است...به آن ارج بده!

بی رحم ترین کلمه (( تنفر)) است.. با آن بازی نکن!

              خودخواهانه ترین کلمه ((من)) است...از آن حذر کن!

                             نا پایدارترین کلمه ((خشم)) است...آن را فرو بر!

بازدارنده ترین کلمه ((ترس)) است...با آن مقابله کن!

                   با نشاط ترین کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز!

                                  پوچ ترین کلمه ((طمع)) است...آن را بکش!

سازنده ترین کلمه ((صبر)) است...برای داشتنش دعاکن!





نوع مطلب :
برچسب ها :






( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
 
   

دریافت کد بارش قبل از بالای وبلاگ

20Tools-ابزار و قالب وبلاگبیست تولز-بیست تولز-کد بارش قلب از وبلاگ
Digital Clock - Status Bar

مرجع وبلاگ نویسان جوان